أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

11

تجارب الأمم ( فارسى )

و با دبيرش على بن خلف بن تناب از ترس ابن رايق بدانجا درآمد . چون حسن بن عبد اللّه بن حمدان [ ناصر الدوله ] شنيد كه بجكم از نصيبين بيرون آمده است از « آمد » بدانجا شد ، پس همهء سردارانى كه بجكم ايشان را در نصيبين و بخشهاى « ديار ربيعه » گمارده بود ، آنجاها را رها كرده و به موصل شدند و « ديار ربيعه » به دست ابن حمدان افتاد و همين نيز بر نگرانى بجكم افزود ، يارانش به پنهانى از موصل بيرون مىشدند و به بغداد مىرفتند تا آنجا كه ناچار شد دروازه‌هاى موصل را بسته جلو گريز ياران خود را بگيرد . بجكم تا آنجا نگران بود كه مىگفت : بدانجا رسيده‌ايم كه تنها قصبهء موصل به دست خليفه و امير الامرا باقى مانده است . پيش از آنكه گزارش آشكار شدن ابن رايق در بغداد به ابن حمدان رسد او ابو احمد طالقانى [ 1 ] را كه اسير گرفته بود به نزد بجكم فرستاد و ، خواستار آشتى شد و پيشنهاد كرد پانصد هزار درم پيش پرداخت را بفرستد . چون فرستاده بيامد و پيام را رسانيد بجكم خرسند شد ، به ويژه از اينكه حمدانيان از وى خواستار آشتى شده بودند شادان بود ، زيرا كه او در انديشه بود كه موصل را به ايشان بسپرد * و براى براندازى ابن رايق به پائين [ بغداد ] رود ، پس فورا سوار شد و به نزد راضى رفته ، پيامى را كه طالقانى آورده بود به او گفت و اجازت خواست تا پيمان آشتى را امضاء كند ، ولى راضى كه خيلى از حمدانيان خشمگين شده بود نپذيرفت . بجكم مىگفت : بهتر است با او آشتى كنيم و به بغداد رويم كه پايتخت ، از دست ما بيرون رفته است ، پس راضى رخصت آشتى كردن داد و همان روز طالقانى را براى آشتى بازگردانيد و خلعت و درفش را نيز با او فرستاد و دادرس ابو حسين بن ابو شوارب را نيز براى سوگند دادن به ابن حمدانيان گسيل داد ، كه او پيش پرداخت

--> [ = ] براى خود نزد ياران نهاده به موصل آمد . و در اينجا كشاكشى ميان ياران او و مردم رخ داد . پس بجكم سوار شد و شمشير بر مردم نهاد ، چند جاى شهر را بسوخت . [ ( 1 - ) ] M در پانوشت خ 6 : 12 ، ابو حامد ، ديده مىشود .